محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )

26

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )

بر روى آن كلمه مذهب اهل سنت را در بردارد و آن اين است كه اختيار تنها براى خداى تعالى ثابت است . و نفى اختيار از بندگان او مىكند . و بر اين اساس كلمه « ما » در ( ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ) ما نافيه خواهد بود به خلاف اين كه قارى « يختار » را به ما بعد آن وصل كند كه در اين صورت « ما » ، ماصول تلقى شده معنى چنين مىشود كه بندگان را حق اختيار وجود دارد و خدا براى بندگان همان را انتخاب و اختيار مىكند كه خود آن را اختيار مىكنند و اين معنى منطبق بر مذهب معتزله مىباشد . « 8 »

--> ( 8 ) - در آيه كريمه ، بالا نه تاييدى وجود دارد به اينكه نظر اهل سنت درست است و نه دليلى به آنكه عقيده اهل اعتزال درست است ، نظر اهل سنت اين است كه مىگويد : بندگان از خود اختيارى ندارند و افعال به اجبار از آنها سر مىزند و در جاى خود استدلال شده كه اين نظريه به هيچ وجه درست نيست زيرا قصد و مباشرت هر كس در عمل كاملًا محرز و مسلم است و خدا برتر از اين تصور مىباشد كه بنده‌اش را مثلًا به كار زشتى مجبور كند و سپس او را به خاطر همان كار معذب گرداند . نظر اهل اعتزال كه مىگويند خدا همان را اختيار مىكند كه بندگان اختيار مىكنند ؛ در عين صحت به اين آيه مربوط نمىشود زيرا ( ما ) در ( ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ) ماء موصول نيست بلكه ماء نافيه است النهايه بايد عرض كنم كه در آيه به اين مسأله اشاره است كه خدا خلق مىكند هرچه را بخواهد و اختيار مىكند هرچه را بخواهد مثل اينكه چه كسى پيامبر باشد چه كسى جانشين پيامبر باشد اختيار پيامبر در دست مردم نيست اختيار ولى در دست مردم نيست . - صاحب مجمع البيان بعد از اشاره به اختلاف نظر مفسران در آيه و تقدير آن به دو